439
سراپا استرس ، توى پارك درخشان منتظرسرنوشتم مادر ساعت ٧ شد بياالان مياد كه صحبت كنيم دل تـو دلم نيست خدايا يعنى انتخابم درسته،،!؟؟
440
چرا ساعت نميگذره چرا نميشه ساعت ٥ ونيم بابا هم پر از استرسه ، دركش ميكنم، ميدونم دختر داشتن خيلى دل ميخادشوهر دادنش دل بزرگترى ميخواد. خدايا خودت كمكمون كنتصميم درست رو بگيريم
441
قدمهام تند تند توى خيابونى كه سراپا چشممم كه شايد تو به لحظه رد بشي و ببينمتپرستو حرف ميزنه و فقط سراپا ديدن اطرافمهيچى نميفهمم ، فقط دنبال توام كه شايد لحظه اى ديدنتتا مدتها يادو خاطرت رو زنده نگه دارهچشمام رو باز ميكنم، صندلى جلو كنار مردى با رنگ و بوى مهربانى توى همون خيابون+ده سال گذشت+كاش ميدون...
442
هنوز اندر هم يك كوچه نشستمبين. دوراهي : دل و عقلبين انتخاب سكوت و شلوغىبين انتخاب رنگين كمان و سفيدىبين ترحم و عشقگير كردم بين ، دنياى موازى بزرگسالى و عشق و حال جوانى آرى، من ٣٢ سالمه و نميدونم كدوم رو انتخاب كنم، نياز دارم به دعا
427
ساعت ١٠ شب ، وقتى از يه قرار ملاقات ناكام بر ميگردى انقلاب درونيت باعث ميشه بغض و اشكت پيشي بگيرن وقتى كه آدامس تو دهنت باشه و گريه كنى يعنى از يه غم برگشتى نتونستم بيينمش، از نديدنش ناراحت نيستم، از خودم ناراحتم سارا راست ميگه، گاهى بايد دل كَندو دل نسوزاند ١١ مردادِ سرد
428
زندگى بر پايه حسرت بنا شده مثلا حسرت دستاش، مثلا حسرت جاى زنش بودن حسرت هم آغوشيش، حسرت كنارش نشستن و و و و . . . اگر تو موسيقي بودى، پر حسرت ترين موسيقي روزهاى من بودى غم انگيزترين موسيقي اگر تو فيلم بود ، عاشقانه ترين فيلم بودى، اگر تو رنگ بودى آبى ترين بودى، اگر صدا بودى، گرمترين صدا بودى اما تو ...
430
جمله اى كه رو قلبم سنگينى كرد، تمام حسهاى بدِ دنيارو لمس كردم، همه مردم دنيا معتقدن شخص سوم رابطه كه وارد شده پَست ترين آدمهاست آره دوست عزيز، من همون شخص سوم رابطه هستم، ميخوام برات حرف بزنم : خوب
433
اگر مرا دوست نداشته باشیدراز میکشم و میمیرممرگ نه سفری بیبازگشت استو نه ناگهان محو شدنمرگ دوست نداشتن توستدرستآن موقع که باید دوست بداری رسول یونان
436
اين روزها عجيب بوى آلزايمر مى دهم آدمها مدتهاست مرا حيف و ميل ميكنند و فراموش ميكنم
414
خدايا يكم بزن رد شه زندگي اينجاي زندگى خيلى دلم گرفتـــه   +سردرگمى، فرار و قرار( حس بدِ بدِ بـــد)
415
دارم گريه ميكنم گوشه اتاقم غمگينتر ازصداي اشكاى رو بالشتم صداي عقربه هاي ساعته كه داره گوشزد ميكنه: ساعت ٢ بيدارى براى چى؟ براى كى اشك ميريزي براى كدوم آدم موندگارِ زندگيت براى كدوم دردت +حالم بد بد بدِ بد +سى سالگى ، خواجه اميرى +شام غريبان + دوشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۶| 1:23|sanaz| |
403
یه احـســـاس پــوچ برگشته به زندگـــی برگــردین به مـــن همیـــشگــی ها...+لینک خیلیا غیر فعال شده و این غمگینترین اتفاق رابطه هاست+1079 روز ( هنوز میشمرم روزای رفتنت رو) + جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵| 20:47|sanaz| |
404
وقتی غرقی توی روزمرگی هات و گوشه ی اتاقت داری از تنهایی میپوسیبی حوصله و بی رمق خسته از هرجی سریال و کتاب و ساز و زبانیهو یه آهنگ از یه روزنه دور به گوشت میرسه یه صدای آشناکه تو رو ناخدا گاه میبره به 17 سالگیدقیقا 12 سال پیشآره12 ......................12 سال پیش یه چهره تکیده یه صورت لاغر یه موهای
406
مــن ســانــازمگفتنـی هایـی دارم که گفتنـی نیستــند....فقط مینویســم...وقتـی زبانــم می ایستــدبدون نــظر هم در دل من جا داریــد+++++دست نوشـــتهـ ها از خودمــ اســت..+++++ممنون از حضـــورت.+++++
407
مــن ســانــازمگفتنـی هایـی دارم که گفتنـی نیستــند....فقط مینویســم...وقتـی زبانــم می ایستــدبدون نــظر هم در دل من جا داریــد+++++دست نوشـــتهـ ها از خودمــ اســت..+++++ممنون از حضـــورت.+++++
408
/هوو بازي در مياري؟؟؟ كي من ؟ آره !! هه .....مگه در حد هوو هستم ؟؟ بيا جلو، بيا بوس بده ببين ، تو از هوو هم عزيزتري !! ....... ( كلمه اي هست در وصف بغض تو گلوم ؟ ) نچ پيدا نكردم ،... + جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵| 1:17|sanaz| |
409
شايد خيلي دور افتادم از خودم از نوشته هام، از شعرام ، دلتنگي عجيبي واسه خودم دارم خود خودم همون سانازي كه شعر مينوشت هموني كه همه دنياش شده بود تايپ كلمه هايي ك با اهنگ بي كلام توي گوشم خيلي زيباتر و با احساس تر ميشد دلم خيلي تنگ شده واسه همه روزايي كه احساس داشتم و دلتنگ تر از هرچيزي ك فكرشو بكني
411
ساعت ٣ونيم شب بشه و خابت نبره ، پتو رو روي پسر يكي و يدونه اش ميكشه و برميگرده كنار زني دراز ميكشه كه قراره امشب عشق نثارش كنه تا صبح دستاشو بين موهاش بكشه به چشاش زل بزنه و خوشحال باشه خوشبخت ترين مرد دنياس حلقه ي تو دشتاشو ببوسه بگه خانومم دلم برات تنگ شده و sheery پيشونيشو ببوسه و بگه عشق مني و